مراد از ماه کیست؟
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شهد و شکر هیچ مگو
سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور از این بیخبری رنج مبر هیچ مگو
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو
من به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو
قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد
در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو
گفتم ای دل چه مهست این دل اشارت میکرد
که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو
گفتم این روی فرشتهست عجب یا بشر است
گفت این غیر فرشتهست و بشر هیچ مگو
گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
گفت میباش چنین زیر و زبر هیچ مگو
ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال
خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو
گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو
در ادبیات اصیل ایرانی شخصیت یا شخصیت هایی با عنوان هایی مثل ماه قمر ساقی معشوق معشوقه دلبر به وفور مشاهده می شود
گویا شاعر دائما با معشوقی با عناوینی مختلفی عشق بازی می کند
به راستی مراد شعرای پارسی زبان از راز ونیاز دائمی کیست؟
حافظ و سعدی ومولانا آیا این اشعار را در مورد دختر همسایه شان سروده اند
مطمئننا نه آیا یه دختر معمولی ارزش این رو داره که در موردش شاعر بگه
این روی فرشته است یا که بشر است
فوقش یه دختر ملکه زیبایی دنیا هم که باشه فوقش تا ۵۰ سالگی زیبایی داشته باشه بعدش پیر و چروکیده و فرتوت میشه تازه با کلی جراحی پلاستیک و تزریق ژل و بوتاکس تازه اگر هر چقدر هم که زیبا باشه بعد یه ماه زیباییش واسه طرفش یکنواخت میشهو تکراری
پس مراد از قمر در شعر بالا کیست؟
فقط صورت زیبایی پیامبر اسلام یا امام شیعه می تونه باشه
چنانکه حضرت علی ع در مورد خود می گوید: ما امامان شیعه صورت خدا در زمین هستیم
علما و شعرا و عرفای مومن اسلام در اثر همنشینی با یاد خداوند دوری از گناه از آینه دل شان که همان ضمیر نا خودآگاه شان زنگار برداشته شده و صورت حق را در قالب وجه پیامبر اسلام و ائمه شیعه هست می بینند و در اثر دیدن جمال حق عقده از زبانشان باز شده و این همه شهد و شکر از زبانشان ریخته
این همه شهد و شکر کز سره کلکم ریزد
اجر صبری است کز آن شاخه نباتم دادند
حافظ
واژه وجه الله 5 بار درقرآن کریم بکار رفته 2 بار در سوره بقره ودوبار در سوره روم ویکبار هم در سوره انسان ،و3 مرتبه هم بصورت وجه رب ، اما بصورت ضمير هم بكار رفته :
{وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ }البقرة115
به هر جا روکنید بسوی الله وچهره وقبله او رو کرده اید !
{إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفاً وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ }الأنعام79
{وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ }القصص88
كل من عليها فان ، {وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ }الرحمن27
و روایت شده کسی از امام صادق(ع) درباره آیه (کل شیء هالک الّا وجهه) و معنی "وجه خدا" پرسید حضرت(ع) فرمود منظور از وجه خدا، دین اوست و رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) دین خدا بودند و وجه او و چشم او در بندگان اش و زبان او که با آن سخن می گفت و دست او بر مخلوقات اش و ما اهل بیت، وجه خدا هستیم (التوحید صدوق ص146)
به حضرت رضا علیه السلام عرضه داشتم یا ابن رسول الله معنی خبری که روایت کرده اند که ثواب کلمه «لااله الا الله» همانند ثواب نظر کردن به وجه خدا است، چیست؟ فرمود: کسی که خدا را به وجهی همانند سایر وجوه وصف کند کافر است پس مراد، پیامبران هستند و حجتها که توسط آنان به خدا رو کنند.(توحید صدوق، مکتبه الصدوق، ص ۷۱۱)