شده ایران زمین تابناکی
که قرآن مردمانش را ستوده
به عشق و معرفت روشن نموده
محمد هم ستود نیکان این قوم
علی هم دوست پاکان این قوم
که اینان عاشقان و عارفانند
به میدان شهامت جاهدانند
به رسم شاه مردان مهربانند
به گرداب بلا چون پهلوانند
مثال خط پرگاربر گرد جانان
چنان مست و گرفتار و محبان
نمی ترسند از طعن حسودان
مثال شیر بر پیکار پلیدان
به آیین کریمان باوفایند
همیشه با صفا و بی ریایند
به پاکی و نجابت بانوانش
به علم و معرفت دخترانش
که زهرا از برای بانوانش
به این چادر به میراث جاودانش
دعا کرده شفا کرده بی کسانش
شفاعت کرده جمله مردمانش
به توحید و عدالت غرقه در کار
به علم و دانش وصنعت پرکار
ریاضیات و طب عالمانش
هنر صنعت به مهر جاوادانش
خداوندا نگه دار جمله ایران
ز شر و کینه وخشم حسودان
که ایران میهن آزاده گان است
دیار جاودان شیعیان است
در آخر منتظر بر مهر تابان
که تا بینیم چشم شاه خوبان
امید ما بدان آن چابکسوار است
همه گیتی ز هجرش بی قرار است
اشاره به آیه
54 سوره مائده
تحسین ایرانیان در قرآن
اولین باری که موقع خوندن قرآن با این آیه مواجه شدم خیلی تعجب کردم هنوز در مورد تفسیرش تحقیق نکرده بودم اصلا اینگار تازه تازه همچین آیه ای رو می دیدم نمی دونم چرا هر چی آدم قرآن رو بیشتر و بادقت تر می خونه مطالب و نکات جدید و تازه تری توش بیدا می کنه
ایه 54 سوره مائده :
یا ایهَا الَّذینَ آمَنوا مَنْ یرتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یأتیاللّهُ بِقَوْمٍِ یحبّهم وَ یحِبّونَهُ أذِلّة عَلَی المُؤمنینَ أعِزَّة عَلَی الْکافرینَ یجاهدون فی سبیلاللّه وَ لایخافونَ لَوْمَةَ لائِم ذلکَ فَضْلُ اللّه یؤْتیه مَنْ یشاء واللّهُ واسِع عَلیم.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، هرکس از شما از ایین خود برگردد، خداوند در اینده، گروهی را میآورد که هم خدا آنان را دوست دارد و آنان نیز خدا را دوست دارند.اینان در برابر مؤمنان ،سرافکنده و فروتن و در برابرکافران، سرافراز و مقتدرند؛ در راه خدا جهاد میکنند و از نکوهش هیچ سرزنشگری باک ندارند. این فضل خدا است که به هر کس بخواهد،عطا میکند و خداوند گشایشگر داناست.
هنگامی که از پیامبر (ص) درباره این ایه پرسیدند، دست خود را بر شانه سلمان زد و فرمود: این و یاران او و هموطنان او هستند.
به این ترتیب،آن حضرت اسلام آوردن ایرانیان و کوششهای پُرثمر آنان را برای پیشرفت اسلام در زمینههای گوناگون، پیشگویی کرده و بشارت داده است.
1ـ مجمع البیان، ج 10،ص84.
2ـ همان، ج 9،ص 108.
3ـ تفسیر نمونه،ج 4،ص 418






