یه شعر جدید گفتم در جواب اونهایی که به ما میگن ساندیس خور
ساندیس عشق
از ازل مارا به ساندیس بسته ای
تا که بیمان الست را بسته ای
ما به ساندیس تو عاشق گشته ایم
ما به ساندیس تو حیران گشته ایم
منبع ساندیس شهد عشق بود
میوه آن از درخت مهر بود
تا که ما را اینچنین نوشانده اند
جسم و جان را طعم دلبر داده اند
هر کجا ساندیس را نوشیده ایم
دست از هستی خود ما شسته ایم
از تبار کوروش ساندیس خوریم
از دیار عالمان عاشقیم
سرزمین لاله های سر به دار
موطن سروهای بیقرار
تا دم مرگ ما به ساندیس زنده ایم
با ولی الله بیمان بسته ایم
هر کجا حق است یاری اش می کنیم
هر کجا درد است درمان اش می کنیم
هر کجا جور است افشایش می کنیم
هر جا ظلم است رسوایش می کنیم
جذبه ساندیس ما را چنان زنجیر کرد
تا که دل برداشت تسلیم عشق کرد
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 2:29 توسط دختر کماندار
|